مؤلف مجهول

255

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

خواهد بود . بهتر از آن نيست كه حالا كه « 1 » پدرت در حيات است ، از خلق قطع كنى و وحشت جويى ، و گرنه فردا كه پدرت از عالم رود ظاهر چنان است كه اين تكليف را به تو كنند ، اگر قبول نكنى چندين الم خواهى كشيد « 2 » ، اگر قبول كنى اين نوع بلا خواهى ديد كه پدرت ديد در عالم ظاهر ، و خدا داند كه « 3 » حال او چگونه بود در منزل آخر ! اى يسير ! اگر قضاى امر نيكى بودى ، حضرت امام المتقين و برهان المحققين و سراج الملة و الدّين شمس الاسلام و المسلمين امام اعظم ابو حنيفه كوفى رحمة الله عليه ، بااين‌همه فضل و كمال كه ذره نقصان در كمال او نيست ، بايستى قبول كردى . آن بود كه از پدرش رخصت خواست كه : اى پدر ! مرا در حيات تو داعيهء طواف مكه است ، فردا كه از تو بازمانم جميع امور در گردن من خواهد ماند ، آن زمان ظاهرا نتوانم رفت . حالا كه آزاده‌ام رخصت بده ، تا بروم و به زودى بازآيم . پدرش در مقام منع آمد كه : اى فرزند ! من پير شده‌ام و مادرت كمپير ، « 4 » در اين حال مايان را كجا انداخته مىروى ؟ كه جز تو مايان را « 5 » فرزند ديگرى نيست . خواجه يسير گفت : اى پدر ! ترا آفريدگاريست ، هرچه خواست كرد ، و هرچه خواهد بكند . اگر من از شمايان دورم ، در آخر عمر اگر « 6 » به شمايان نصيبم « 7 » ، از هرجا كه باشد ، خواهم باشد رسيد . و اگر نزديكم و نصيب نباشم ، بودن من بىفايده است ، عنايت كرده به خوشى اجازتم بده ، تا بروم و زود به ملازمت تو برسم ، ان‌شاءاللّه « 8 » . و اگرنه رفتنم همين است ، و آمدنم را خداى مىداند . درين زمان پدرش بيچاره شد « 9 » و به ضرورت رخصت داد و گفت : اى فرزند ! بدانكه از بيچارگى تو را رخصت دادم ، اگر به زودى نيايى بحل و خشنود نخواهم بود . و ديگر روز قيامت آمنا به و صدقنا دست من و دامن تو ! برو كه به خدايت سپردم ، اما ساز ره كن « 10 » تا در راه تشويش نكش . خواجه يسير گفت : اى پدر ! حق سبحانه و تعالى يسير است ، و عسرت را اميد است كه بر فرزند تو روا ندارد . اين بگفت و تاه نانى در بغل كرد ، و رو به راه نهاد و روان شد . به در دروازه رسيده بود « 11 » ديد كه اعمى نشسته است « 12 » " و شيئا للّه مىگويد . اين نان را هم « 13 » بر وى داد « 14 » و بيرون رفت تا آنكه سواد شهر غايب شد . بر لب آبى بنشست ، و طهارت ساخت و دو ركعت نماز شكرانهء وضو ادا كرد و سر به سجده نهاد و گفت : الهى ! به آسانيم خلاصى دادى در دشواريم روا مدار ! اين مناجات

--> ( 1 ) - ب ، ت : كه درين زمان كه ( 2 ) - ب : - اگر قبول . . . خواهى كشيد ( 3 ) - ب : - كه ( 4 ) - ب : كنپير ( 5 ) - ب : كه غير تو فرزند ، ت : كه ما را جز تو فرزند ( 6 ) - ب : - اگر ( 7 ) - ت : + هست ( 8 ) - ب : + تعالى ( 9 ) - ب : + بحل و خشنود شد ( 10 ) - ب : استعداد راه كن ( 11 ) - ب : + كه ( 12 ) - ب : - است ( 13 ) - ب : - هم ( 14 ) - ب ، ت : و به وى داد